خانه / اطلاعات عمومی زیستی / برسی تاریخچه و مسائل کلونینگ ( شبیه سازی ) انسان

برسی تاریخچه و مسائل کلونینگ ( شبیه سازی ) انسان

کلونینگ(شبیه سازی) روشی برای ایجاد یک نمونه‌ی همسان ژنتیکی از یک جاندار است. کلونینگ به طور طبیعی در گیاهان نسبتا به مقدار زیاد(برای مثال رشد پاجوش) و در جانوران به مقدار نسبتا کمتری (برای مثال در انسان دوقلو‌های همسان) دیده‌ می‌شود و امروزه انسان این توانایی را به دست آورده است که بتواند جاندارانی را که از نظر او خواص مطوبی دارند،برای ایجاد زاده‌هایی مطلوب از آن‌ها، کلون کند(مانند دالی) ولی امروزه مباحثی مبنی بر شبیه‌سازی انسان برای مقاصد گوناگون مطرح شده‌است که مباحث و انتقاداتی از طرف منتقدان مبنی بر مشکلات اخلاقی یا تناقض با مطالب گفته شده در کتاب های مقدس و مذهبی وجود دارد.

این ارائه سعی دارد در آگاه سازی در مورد این مبحث سهمی داشته باشد.

تاریخچه:

بشر از زمانی که توانست زندگی اجتماعی را آغاز کرد متوجه شد که می‌تواند از گیاهان و حیوانات برای بقای خود استفاده کند. او خیلی زود متوجه شد که در جمعیت‌های گیاهی و جانوری، برخی از افراد دارای صفات برتری نسبت به بقیه افراد جمعیت هستند و بنا براین بشر شروع به انتخاب گیاهان و جانوران دارای صفات برتر و اهلی سازی آن‌ها کرد مثلا از میان گندم‌های که کشت می‌داد ، دانه‌های گیاهانی که مرغوب تر بودند را انتخاب و سپس آن‌ها را کشت می‌داد ویا در میان گوسفندهایی که استفاده می‌کرد، بره‌هایی که صفات بهتری داشتند را انتخاب و از آن‌ها نگه داری ‌می‌کرد تا بتواند جمعیت بیشتری از آن صفات مرغوب داشته باشد. در طول زمانی که انسان به تمدن و پیشرفتگی امروز رسید همین کار را با روش های مختلف انجام داد تا بتواند به جمعیت های بزرگی از ژنوتیپ‌ها و فنوتیپ‌های مرغوب دسترسی یابد و ژنوتیپ‌ها و فنوتیپ‌های نا مرغوب را حذف کند(که به این کار انتخاب مصنوعی نیز می‌گویند) برای مثال بشر فرا گرفت که اگر ساقه‌ی برخی گیاهان را قلمه بزند و سپس قلمه را در خاک بکارد، گیاهی مشابه گیاه والد ایجاد می‌شود. امروزه انسان برای رسیدن به جاندارانی مطلوب،علاوه بر روش‌های سنتی، از روش‌های مهندسی ژنتیک و کلونینگ نیز استفاده می‌کند برای مثال گاو‌هایی گه شیر دهی مناسبی دارند را کلون می‌کند تا به زاده‌هایی با صفات مشابه( ونه الزاما یکسان) دست یابد ویا استفاده از روش‌های کشت بافت(مانند کشت جنین ویا کشت اندام) برای تولید انبوه گیاهانی که دارای صفات مطلوب هستند.

اولین بار در سال ۱۹۳۲ ایده کلونینگ انسان توسط آلدوس هاکسیلی در رمان دنیای شگفت انگیز جدید داده شد.

در سال ۱۹۳۸،جنین شناس آلمانی هانس اشپیمن در مقاله(Embryonic Development and Induction) این تئوری در مورد احتمال اینکه هسته‌های سلول‌های کاملا متفاوت بتوانند در سلول تخمک فاقد هسته به طور عادی نمو یابند را بیان کرده است. در سال ۱۹۵۲،جنین‌شناسان آمریکایی رابرت بریگز و توماس کینگ برای اولین بار به طور موفقیت آمیزی توانستند هسته یک سلول جنینی اولیه ی قورباغه پلنگی  را در یک تخمک فاقد هسته همین گونه قرار دهند.

 در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ میلادی، زیست‌شناس رشد(developmental biologist،علمی‌ که به مطالعه رشد و نمو گیاهان و جانوران می‌پردازد) انگلیسی جان گوردن پیشرفت‌های جدیدی در کلونینگ قورباغه به دست‌آورد و اولین بحث‌ها و مناظرات پیرامون پیامد‌های این روش آغاز شد.

در سال ۱۹۶۶، زیست‌شناس  آمریکایی مقاله‌ای با عنوان(ژنتیک تجربی و تکامل انسان) را  در ژورنال American Naturalist  به چاپ رساند که در آن درمورد پیامد‌های کلونینگ انسان بحث کردهاست. در ۲۵ ژولای ۱۹۷۸، تولد  لوئیس براون که اولین نوزادی است که با استفاده از روش In vitro fertilization(IVF)  ایجاد شده است،نشان داد که می‌توان با بارور سازی تخمک در خارج از بدن و سپس کاشت آن در رحم،انسانی را به وجود آورد.

در سال ۱۹۹۴،هیئت تحقیقات بر جنین انسانی موسسه سلامت ملی آمریکا، اعلام کرد تحقیقاتی که شامل پیوند هسته بدون انتقال جنین کلون شده به رحم  باشند، به عنوان یکی از انواع تحقیقاتی که مورد قبول و تحت حمایت فدرال(در تمام کشور ونه فقط یک یا چند ایالت خاص) محسوب می‌شود.

در سال ۱۹۹۶،اصلاحیه دیکه‌ی (Dickey ) هرگونه بودجه فدرال برای ایجاد جنین انسانی برای اهداف تحقیقاتی و و هرگونه تحقیقی که منجر به ازبین رفتن جنین انسانی شود را ، ممنوع کرد.

در ۵ام ژولای ۱۹۹۶، اولین گوسفند کلون شده با روش انتقال هسته سلول سوماتیک (SCNT) که به افتخارخواننده سبک کانتری(یک سبک موسیقی محلی در جنوب آمریکا) دالی پارتون ، دالی نام گذاری شد، متولد شد. در فبریه ۱۹۹۷، ایان ویلموت و همکارانش در موسسه روزلین در مقاله‌ای با عنوان (زاده‌های زنده و سالم ایجاد شده از سلول‌های پستانداران بزرگسال و جنین) در مجله نیچر( Nature) تولد دالی را اعلام کرد.

در مارس ۱۹۹۷، رئیس جمهور بیل کلینتون تعلیق موقت ممنوعیت استفاده از بودجه فدرال برای کلونینگ انسان را اعلام کرد و از کمیسیون مشورت ملی زیست‌شناسی( NBAC)   آنالیز مشکلات اخلاقی کلونینگ را خواستار شد. این کمیسیون گزارش خود در این مورد را اعلام کرد.

در آگوست ۱۹۹۷،دولت کلینتون برای دادن زمان کافی به کمیسیون گفته شده برای منعکس کردن گزارشش، ۵ سال ممنوعیت قانونی کلونینگ انسان را وضع کرد.

در سپتامبر ۱۹۹۷،هزاران دانشمند آمریکایی داوطلبانه به این ممنوعیت قانونی متعهد شدند.

در ژانویه ۱۹۹۸، ۱۹ کشور اروپایی کلونینگ انسان را ممنوع کردند. دکتر ریچارد سیید فیزکدان دانشگاه شیکاگو،برنامه‌هایی برای کلونینگ انسان اعلام کرد. سازمان غذا و دارو آمریکا خواستار تسلط بر کلونینگ انسان برای تنظیم آن شد تا بدین ترتیب هرگونه کلونینگ بدون موافقت این سازمان،نقض قوانین فدرال محسوب شود.

در ۶ام نوامبر ۱۹۹۸، زیست‌شناس دانشگاه ویسکونزین جیمز تامسون و زیست‌شناس دانشگاه جانز هابکینزجان گیرهارت اعلام کردند که توانسته‌اند سلول‌های بنیادی جنینی را جدا سازی کنند که این منجر به افزایشتوجه به درمان با استفاده از کلونینگ شد.

در آگوست سال ۲۰۰۰ میلادی،رئیس‌جمهور بیل کلینتون دستورالعمل‌های جدیدی برای استفاده از  بودجه فدرال برای تحقیقات جنینی اعلام کرد ولی در اوایل سال ۲۰۰۱، رئیس‌جمهور بوش پیش از اجرایی شدن،دستورالعمل‌ها را مورد برسی مجدد قرار داد.

در نوامبر سال ۲۰۰۰،ژاپن کلونینگ انسان را ممنوع کرد.

در سال ژولای ۲۰۰۱،مجلس نمایندگان آمریکا قانون ممنوعیت کلونینگ انسان برای اهداف درمانی و باروری را تصویب کرد ولی این لایحه در سنا رای نیاورد.

در نوامبر سال ۲۰۰۱،دانشمندان در شرکت Advanced Cell Technology  گزارش‌های تایید نشده‌ای از اولین شبیه‌سازی هایجنین‌های انسانی خبر دادند.

در دسامبر ۲۰۰۱، بریتانیا کلونینگ انسان را ممنوع کرد.

در فبریه ۲۰۰۲،سازمان ملل ممنوعیت جهانی کلونینگ انسان را آغاز کرد.

در ژولای ۲۰۰۲،شورای اخلاق زیستی رئیس‌جمهور آمریکا گزارشی با عنوان(کلونینگ انسان و کرامت انسانی:یک پرسش اخلاقی) را منتشر کرد.

در سپتامبر ۲۰۰۲،اولین ایالتی که قانونی برای مشروع‌سازی کلونینگ درمانی تصویب کرد، کالیفرنیا بود.

در دسامبر ۲۰۰۲، (Raelians)   (یک فرقه ناخداباور که معتقدند انسان توسط دانشمندان بیگانه(از کرات دیگر)که با استفاده از یوفوها به زمین آمده بودند،ساخته شده است) به طور بی پایه و اساسی و بدون اراعه مدرکی اعلام کرد که توانسته است به طور موفقیت آمیزی انسان را شبیه سازی کند.

در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۵، Hwang Woo-suk یک پروفسور در دانشگاه ملی سئول، دو مقاله جداگانه در ژورنال ساینس منتشر کرد که در آن‌ها مدعی شد توانسته است به طور موفقیت آمیزی سلول‌های پرتوان بنیادی  جنینی را از بلاستوسیست (کره سلولی تشکیل شده در اثر تقسیمات سلولی تخمک لقاح یافتهدر مراحل اولیه جنینی)شبیه سازی شده با استفاده از روش انتقال هسته سلول سوماتیک را جدا کند.او مدعی شد که توانسته است ۱۱عدد سل لاین سلول بنیادی مختلف خاص را ثبت کند.این می‌توانست اولین پیشرفت بزرگ در زمینه کلونینگ انسان باشد ولی در سال ۲۰۰۶ ژونال ساینس هر دو مقاله را به دلیل شواهد روشن مبنی ساختگی بودن اکثر داده‌های آزمایشی این مقالات، حذف کرد.

در سال ۲۰۰۸،دکتر آندر فرنچ و ساموئل وود از شرکت بیوتکنولوژیکی Stemagen اعلام کردند که به طور موفقیت‌آمیزی ۵ جنین انسان  بالغ را با استفاده از روش انتقال هسته سلول سوماتیک را ایجاد کنند.هر جنینبا گرفتن یک هسته از سلول پوست(هسته‌ها توسط وود و یک هم‌دانشگاهی اهدا شد) و قرار دادن آن در یک تخمک فاقد هسته ایجاد شد. جنین‌ها فقط تا مرحله بلاستوسیستی رشد کردند زیرا در این مرحله آن‌ها در فرایندی مورد مطالعه شدند که منجر به نابودی آن‌ها شد.اعضای آزمایشگاه گفته‌اند هدف مرحله بعدی آزمایشات ایجاد سل لاین‌های سلول‌های بنیادین جنینی است.

در سال ۲۰۱۱،دانشمندان بنیاد سلول‌های بنیادی نیویورک اعلام کردند که توانسته اند سل‌لاین‌های سلول‌های بنیادین را تولید کنند ولی فرایندی تولیدی آن‌ها بدون حذف هسته سلول تخمک بود که منجر به ایجاد سلول‌های تریپلوئیدی شد که برای شبیه سازی مناسب نیست.

در سال ۲۰۱۳،گروهی از محققان به رهبری شوخرات میتالیپو خبر‌های اولیه مبنی بر ساخت سلول‌های بنیادین جنینی با استفاده از انتقال هسته سلول سوماتیک را منتشر کرد.در این آزمایش،محققان دستورالعملی را برای استفادهاز روش انتقال هسته سلول سوماتیک در سلول‌های انسانی توسعه دادند که مقدار کمی با پروتکول‌های دیگر موجودات زنده تفاوت دارد.چهار سل‌لاین سلول بنیادین از سلول‌های سوماتیک جنین انسان بلاستوسیست‌هایی گرفته شده‌اند که دهنده هسته با دهنده تخمک یک نفر بود تا انتقال DNA میتوکندریایی مشخص باشد. یک سال بعد،یک تیم تحقیقاتی به رهبری ربرت لانزا در شرکت Advanced Cell Technology  گزارش دادند که نتایج آزمایش میتالیپو را تکرار کرده اند و اثربخشی بیشتر آن را با گلونینگ سلول‌های بزرگسال با استفاده از روش کاشت هسته سلول سوماتیک را نشان دادند.

روش‌ها:

۱-انتقال هسته سلول سوماتیک(SCNT):

در این روش،هسته یک سلول سوماتیک از دهنده گرفته می‌شود و در یک سلول تخمک نابالغ(اووسیت) که از پیش ماده ‌ژنتیکی‌اش برداشته شده کاشته می‌شود.پس از انتقال هسته سوماتیکی با کمک یک میکروپیپت،این دو با استفاده از جریان الکتریسیته در هم ادغام ‌می‌شوند.پس از ادغام ،سلول جدید را می‌توان در محیط in vivo(محیط درون بدن مانند رحم) ویا در محیط in vitro(محیط خارج بدن مانند پلیت یا لوله‌ی آزمایش) کشت داد.

۲- سلول‌های بنیادین پرتوان القا شده (iPSCs):

ایجاد سلول‌های پرتوان بنیادین تحریک شده پروسه‌ای طولانی و ناکارآمد است.منظور از پرتوان،سلول‌های بنیادی هستند که توان اشتقاق به همه سه لایه‌ جنینی یعنی اندودرم(که لوله گوارش و شش‌ها از این لایه تشکیل می‌شوند) مزودرم(که ماهیچه‌ها،استخوان‌ها،خون و دستگاه ادراری-تناسلی از این لایه تشکیل می‌شود) و اکتودرم(که بافت‌های اپیدرمی(پوششی مانند پوست) و بافت‌های عصبی از این لایه تشکیل می‌شوند) را داشته باشد.مجموعه خاصی از ژن‌ها که عوامل برنامه‌ریزی مجدد نام دارند را به سلول‌های بزرگسال(در خلاف با جنینی) خاصی وارد می‌کنند که این ژن‌ها سیگنال‌هایی را درسلول بالغ ایجاد می‌کنند که منجر به تبدیل شدن آن به سلولبنیادی پرتوان می‌شود. این فرایند به مقدار زیادی مطالعه شده است و متناوبا تکنیک‌های جدیدی برای بهبودی این فرایند کشف شده است.

بسته به روش مورد استفاده،برنامه ریزی مجدد سلول‌های بزرگسال با این روش در انسان محدودیت‌هایی دارد.اگر از یک ویروس به عنوان فاکتور برنامه‌ریزی مجدد استفاده شود،ژن‌های سرطان زا -که آنکوژن نام دارند-ممکن است فعال شود. در این صورت این سلول‌های برنامه ریزی شده به صورت سلول‌های سرطانی با سرعت تقسیم بالا ظاهر می‌شوند که به فرایند انتقال پیام(سیگنالینگ)سلول‌های عادی بدن پاسخی نمی‌دهند.    با این وجود در سال ۲۰۰۸،دانشمندان تکنیکی را کشف کردند که می‌توان با آن آنکوژن‌ها را حذف کرد که باعثافزایش پتانسیل این روش در استفاده در بدن انسان می‌شود.

 مقایسه   SCNTبا iPSC :

هردو این روش‌ها مزایا و معایبی دارند.از لحاظ تاریخی، روش iPSC به مقدار بیشتری مطالعه شده وبرای تولید سلول‌های بنیادین جنینی مناسب تر از SCNT است. با این وجود مطالعات جدید اسرار بیشتری بر توسعه روش‌هایی برای ایجاد سلول ینیادین جنینی از  روش کاشت هسته سلول سوماتیک دارند. امروزه برتری عمده SCNT بر iPSC  در سرعت تولید سلول‌ها است. در iPSC ساخت سلول ممکن است ماه ها طول بکشد ولی در SCNT زمان بسیار کمتری نیاز است که برای استفاده‌های پزشکی مهم است.برتری دیگر این روش در پتانسیل بالاتر آن در درمان بیماری‌های میتوکندریایی است زیرا از میتوکندری دهنده تخمک استفاده می‌کند(درحالی‌که iPSC از میتوکندری خود فرد استفاده می‌کند). تا به امروز برتری در سلول‌های بنیادی حاصل این دو روش نسبت به یکدیگر دیده نشده است.

مصارف،حقایق و پتانسیل:

  کار بر تکنیک‌های شبیه‌یازی،دانش‌ما در زیست‌شناسی رشد در انسان را پیشرفت داده‌است.مشاهده رشد  سلول‌های بنیادی پرتوان در محیط کشت امکان مشاهده نمو جنین انسانی را به ما می‌دهد،امری که در حالت عادی ممکن نیست.امروزه دانشمندان بهتر می‌توانند  مراحل نمو اولیه انسان را مشخص کنند.مطالعه هدایت پیام در سلول همرا با دستکاری ژنتیکی در جنین اولیه  انسان ، این پتانسیل را دارد که به بسیاری از بیماری‌ها و عیوب نموی پاسخ دهد.بسیاری از مسیرهای پیامرسانی(سیگنالینگ)خاص انسان با مطالعه سلول‌های بنیادی جنینی کشف شده‌اند.مطالعه مسیر‌های نمو به زیست‌شناسان رشد شواهد بیشتری  را درمورد فرضیه ثبات مسیر‌های نموی درمیان گونه‌های مختلف ‌می‌دهد.

سلول‌های بنیادی حاصل از روش‌های  (iPSC) و(SCNT) برای مطالعه دلایل بیماری‌ها و به عنوان مدلی درداروپژوهی(فرایند کشف دارو)مفید هستند. از این سلول‌ها می‌توان در معالجه با سلول‌بنیادی

( Stem-cell therapy) (استفاده از سلول‌های بنیادی به منظور درمان یا پیشگیری از بیماری) ویا به منظورمهندسی بافت به منظور ساخت اندام برای پیوند زدن به بدن بیمار (که این روش درمانی،پزشکی ترمیمی (Regenerative medicine) نام دارد) استفاده کرد.

شکل رایج استفاده از روش درمانی معالجه با کمک سلول‌های بنیادی،پیوند مغز و استخوان است.درحال حاضرهیچ شکل دیگری از این روش درمانی به طور بالینی وجود ندارد.تحقیقاتی برای استفاده از این روش در درمان بیماری‌های قلبی-عروقی،دیابت و آسیب‌های نخاعی درحال انجام است. دارو‌های احیاگر به طور بالینی مورد استفاده قرار نمی‌گیرند ولی تحقیقات زیادی در این مورد برای استفاده‌های بالقوه آن‌ها انجام شده‌است. این نوع از دارو‌ها اجازه پیوند اتولوگ(پیوندی که اندام یا بافت از خود فرد گرفته شده باشد)را به ما می‌دهد که در این صورت،ریسک رد پیوند توسط بدن فرد گیرنده ازبین‌می‌رود.برای مثال،فردی که بیماری کبدی دارد،می‌تواند کبدی جدید که از مواد ژنتیکی خود این فرد ساخته شده،به جای کبد آسیب دیده‌پیشینش،پیوند زند. در تحقیقاتی که امروزه در جریان است،سلول‌های بنیادی پرتوان انسانی به عنوان منبعی قابل اعتماد به منظور تولید نرون محسوب می‌شود که پتانسیل این را دارد که به عنوان دارو‌ی احیا گر در درمان آسیب‌های مغزی و عصبی استفاده شود.

پیامد‌های اخلاقی:

مسائل و مشکلات اخلاقی به ویژه در مورد کلونینگ انسان فراوان است که باید دقیقا مورد توجه قرار گیرند. به عنوان نمونه وقتی که صاحبان کلون یعنی پدر و مادر، که از نطفه منعقده آنان کلونهای چندی درحالت انجماد برای روز مبادا نگاه داشته شده است، بمیرند با این موجودات زنده منجمد شده که انسانهای بالقوه هستند چه باید کرد؟ اگر همسر از شوهر خود طلاق گرفت و مایل بود از نوباردار شود و از کلونهای خود استفاده کند چه کسی می تواند بپذیرد که بارداری زن بی شوهر، اخلاقی است. یا اگر زن مطلقه بخواهد از کلون خود باردار شود حق شوهر سابق وی که او نیز شریک و پدر همان کلون است، چه می شود؟ و ده ها پرسش دیگر. ممکن است در پاسخ گفته شود کسانی که چنین درمانگاه های باروری را اداره می کنند اگر دارای صلاحیت اخلاقی کافی باشند چنین مسائلی پیش نخواهد آمد. در تئوری این حرف ها درست هستند آیا در عمل نیز چنین است؟ چه تضمینی هست که کلیه مسؤولان درمانگاه های باروری دارای اهلیت اخلاقی کافی باشند؟ و آنگهی مگر فراموش کرده ایم که در بعضی از کشورها و در برخی درمانگاه های باروری ممکن است تبلیغات ناروا بکنند.

به این آگهی توجه فرمایند که در سال ۱۹۷۵ در مجله علمی انجمن پزشکان انگلیس چاپ شد.

 «خیلی فوری دهنده اسپرم برای درمانگاه (کلینیک) باروری لازم است مزد و هزینه قابل توجه پرداخت خواهد شد.  صندوق پستی شماره…» چه کسی ضامن است که فردا «کاتالوگی » پر از عکس های بچه ها چاپ نکنند و از هوش  و زیبائی آنان داد سخن ندهند و به پدر و مادرهای غیر بارور و حتی بارور مژده ندهند که عکس یکی از این بچه ها را انتخاب کنید تا نظیر آن را از کلون منجمد، در رحم شما زنان بکاریم!!  و حتی مژده بدهند که پدر فلان بچه که تصویر آن را ملاحظه می کنید نابغه، برنده جایزه نوبل و یا قهرمان بی بدیل فلان رشته ورزشی است و تا دیر نشده و کلون ها تمام نگشته است شما نیز از موقعیت استفاده کنید. چه  کسی ضامن است که زن جوان از کلون منجمد شده پدر و مادر آتیه نگرش شبیه (دوقلوی) خودش را در رحم خود پرورش ندهد؟ جرمی ریفکین » مؤسس گروه پاسدار بیوتکنولوژی می گوید «کلونینگ سپیده دم عصر اصلاح نژاد یا «اوژینک » است که تصویر تیره ای از انسانهای استاندارد با کیفتی که می خواهند به وجود آورند، نشان می دهد». عده ای از افراد عمل کلونینگ را نه تنها غیر اخلاقی بلکه آن را خلاف اراده خدا  می دانند. بعضی بر این باورند برای انجام هر کاری که به فکر انسان می رسد حد و مرزی وجود دارد و نباید تقدس حیات مورد هجوم قرار گیرد.  کلونینگ می تواند عوارض روانی نیز در پی داشته باشد، به عنوان مثال فردی که می داند کلون وی که قبل از او به دنیا آمده در اثر بیماری ارثی فوت نموده است مسلما موضع روانی به هنجار نخواهد داشت زیرا دقیقا تاریخ مرگ خود را می داند. عده ای کلون کردن انسان را نفرت انگیز می دانند چه آیا انسانها را مانند فراورده کارخانه می دانیم که آنها را بهتر و یکنواخت تر و مشابه همدیگر و مشتری پسند نمائیم یعنی به اصطلاح کیفیت آن را کنترل و پیش بینی نمائیم و این نوع تفکر در مورد انسان، بنفسه دردناک است. آیا می توان انسانی راکلون کرد منحصرا برای دادن عضو پیوندی به انسان اصلی (یعنی دو قلوی بزرگترش)؟ نمی توان پذیرفت که انسانی را کلون بکنیم که محصول آن را درو نمائیم یعنی قلب و کلیه آن را به مشابه (دوقلوی) بزرگترش پیوند بزنیم یعنی این که این کلون انسان شده را بکشیم به خاطر نجات بچه قبلی.   عده ای بر این باورند که در صورت لزوم می توان از مغز استخوان بچه حاصل از کلون مقداری برداشت و به دوقلوی بزرگترش پیوند زد بدون این که او را کشت در این صورت نیز از بچه دوم که به خاطر دادن عضو پیوندی به دنیا آورده شده است، به عنوان بچه دست دوم مواظبت می شود نه این که به قدر بچه اول او را دوست داشته باشند.   کلون سازان می گویند با کلون سازی می توان نسل نوابغ را ادامه داد و در هر عصری امثال ابن سینا، رازی و انشیتین راکلون کرد تا این که همیشه به چنین نوابغی دست یافت. آیا واقعا می توان نظیر مردان متفکر و دارای استعداد و نبوغ خدادادی را که مرگ آنان ضایعه ای است بزرگ مشابه سازی کرد؟ درست است کسی مخالف این نیست که در هر عصر و زمانی ابن سیناها و علامه طباطبائیها به وجود آیند ولی چه کسی تضمین می کند که کلون یک نابغه از هر لحاظ مشابه آن خواهد شد؟ نبوغ تماما ذاتی و جبلی نیست. اگر فردی با پتانسیل یا نیروهای بالقوه و مستعد برای توانائیهای ویژه متولد شود ولی در محیط نامناسب رشد یابد استعدادهای وی شکوفا نخواهند شد. یک نابغه بالقوه علمی اگر در کودکی تحت نفوذ افراد نااهل و در محیط نامناسب بزرگ گردد، ممکن است پس از بلوغ به یک دیوانه و یا نابغه ضد بشر تبدیل گردد. یک هنرمند بالقوه اگر در محیط فاسد بزرگ شود ممکن است از هنر خود در ترویج فساد استفاده کند نه در جهت تعالی انسانها.                                  ماهیت انسان بسیار پیچیده است برای این که به طرف تعالی سوق داده شود لازم است مراحل تربیتی را پشت سر هم و به موقع بگذارند ولی اگر در یکی از مراحل، به موقع و درست هدایت نشود، ممکن است تمام زحمات بر باد برود و یک انسان بالقوه دانشمند و سودمند به یک انسان بی فایده و زیان آور تبدیل شود.

همان طوری که اگر یکی از کلیدهای کنترل کارخانه عظیم را به غلط و در زمان نامناسب بزنند ممکن است کارخانه تا ابد از کار بیفتد و یا محصول نابهنجار تولید کند چه کسی می تواند ضامن بشود که یک حاکم ستمگر برای ادامه سلطه خانواده خود بر قلمروش نخواهد مشابه خود را کلون بکند تا مثل وی با ستمگری کشورش را اداره کند؟

  مطلب دیگر این که آیا روزی اگر «کلونینگ » انسان انجام بگیرد، انسان کلونی از نظر روانی مثل اصل خواهد بود؟ ملاحظه بفرمائید هر مردی که در گستره گیتی هست با تقریب ۹۹۹ در هزار از نظر ژنتیکی مشابه نگارنده است چه ژنهائی که داریم مشابه هم هستند منتهی تفاوتی در فرمول ژنتیکی وجود دارد و این ژنها باعث می شوند که محیط در ما اثر بکند تا این که از نظر روانی واجتماعی باهم متفاوت باشیم. گزینش اصلح طبیعی این ژنهای سازش پذیر را حفظ کرده است که تا بتوانند در شخصیت و خصوصیات اخلاقی ما اثر بگذارند و به آنها شکل دهند. به طور مثال انسان در موقعیتی شجاع است و نترس و در وقت دیگر در همان موقعیت محافظه کار. مثلا مردان متاهل و دارای فرزند و علاقه خانوادگی کمتر از زمان تجرد خود را در معرض خطر قرار می دهند. یا بعضی از مردم بیشتر از دیگران اتکا به نفس دارند. حتی دوقلوهای مشابه که در محیطهای مختلف بزرگ می شوند و یا در خانواده از توجه و محبت متفاوت برخوردارند، از نظر روانی از همدیگر متفاوتند.

هر انسان یک واحد زنده ویژه است که به طور معجزه آسا، خارج از آزمایشهای آزمایشگاهی به دنیا می آید ما باید به این هدیه گرانبهای الهی احترام بگذاریم و از وسوسه کپی کردن آن بپرهیزیم. در کلن کردن نه تنها با احتیاط، بلکه با وجدانی پاک پیش برویم.

   یکی از متفکران چه خوب گفته است که:

«پیش از آن که آدم نقش خدا را بازی کند، باید یاد بگیرد که انسان بشود و پس از آن که انسان شدن را یاد گرفت، نقش خدا را بازی نخواهد کرد».

نظرات محافل علمی،سیاسی و مذهبی مختلف:

  در مقابل شبیه سازی، مخالفتها و اعتراضات زیادی از طرف محافل علمی – سیاسی جهان مسیحیت و جهان اسلام صورت گرفته است که به بخشهایی از آن در چند قسمت اشاره می شود:

 ۱- محافل علمی و سیاسی: شبیه سازی از معدود موضوعاتی است که سیاستمداران و دانشمندان علوم طبیعی در حرکتی هماهنگ به مخالفت با آن پرداخته اند .

 ژاک شیراک رئیس جمهور فرانسه، همتاسازی انسان را یک اقدام جنایتکارانه خواند و خواستار ممنوعیت آن شد . فرانسوا میتران، رئیس جمهوری سابق فرانسه، شبیه سازی را پدیده ای وحشتناک خوانده بود .

  فرانسه و آلمان، در سال ۲۰۰۱ میلادی پیشنهاد و تصویب کنوانسیونی در خصوص ممنوعیت همتاسازی انسان را به سازمان ملل ارائه کردند . انگلستان، برای «کلونینگ » انسان اجازه نامه صادر نکرد و ژاپن، هر نوع پژوهش درباره «کلونینگ » را ممنوع دانسته است . سازمان ملل متحد هم اعلام نموده است که از قراردادی که مانع شبیه سازی باشد حمایت می کند، و حتی جرج بوش، رئیس جمهوری آمریکا، نیز شبیه سازی را کاری اشتباه دانست! ! مراکز علمی جهان نیز با این امر مخالفت نموده اند; دکتر «هری گریفمن » سخنگوی مؤسسه روسلین می گوید: شبیه سازی انسان قطعا عملی قابل نکوهش است . و دکتر هانس برنارد وام بر آلمانی، شبیه سازی را نوعی بردگی می داند .

جرمی ریفلن ، مؤسس گروه پاسدار بیوتکنولوژی، کلونینگ را تصویر تیره ای از انسانهای استاندارد دانست و انجمن پزشکی ژاپن و هیئت علمی آلمانی نیز به شدت این رویکرد را محکوم کردند .

  کویی شیرو ماتسورا دبیر «یونسکو» روز دوشنبه (۹/۱۱/۸۱) طی بیانیه ای انجام هرگونه شبیه سازی را محکوم کرد و خواستار مقابله با این امر شد .

 سازمان بهداشت جهانی طی قطعنامه ای که در تجمع جهانی سالانه این سازمان به تصویب اکثریت رسید، شبیه سازی انسان را از طریق تولید مثل غیرجنسی، غیرقابل قبول خواند .

 ۲-جهان مسیحیت: واتیکان اعلام کرد: تولید اولین نوزاد شبیه سازی شده بیانگر نوعی باور وحشیانه است که فاقد اصول اخلاقی و انسانی است .

  کلیسای کاتولیک روم زندگی را هدیه ای خدادادی، نه یک تولید صنعتی دانسته و شبیه سازی را مداخله درکار خدا می داند .

 ریموند فلین می گوید: تولید مثل انسان اکنون به دست بشر افتاده است، در حالی که این امر به پروردگار تعلق دارد .

   آنچه در کلام روحانیان مسیحی زیاد به چشم می خورد این نکته است که این شبیه سازی دخالت در کار خداوند است، ولی این سخن نادرستی است; چرا که شبیه سازی منافاتی با خدایی خدا ندارد; زیرا آن هم کار خداست; مثل دانه ای که ما می کاریم و تبدیل به گیاه ودرخت می شود، این هم کار خداست . از این گذشته، این اکتشاف جدیدی نیست . این عمل میلیونها سال است که در جهان اطراف ما توسط قانون الهی حاکم بر طبیعت رخ می دهد . از موجودات تک سلولی گرفته تا بسیاری از گیاهان و جانداران بدین وسیله تولید مثل می کنند و قلمه زنی درختان و گیاهان برای تولید و تکثیر آنها در بدوی ترین جوامع انسانی به چشم  می خورد .  از این نمونه که بگذریم، شبیه سازی انسانها نیز پدیده نویی نیست، هزاران سال است که این پدیده توسط قدرت الهی در طبیعت رخ داده است . دوقلوها و چندقلوها از تقسیم یک سلول تخم به وجود می آیند; به عبارت دیگر از لقاح اسپرم و تخمک، یک سلول (تخم) تولید می شود که تمام مشخصات یک موجود زنده در آن بالقوه وجود دارد . این تخم در مرحله بعد به دو، چهار و … تقسیم می شود . پس بحث مداخله در کار نیست; چرا که ایجاد روح و رشد حیات در جنین شبیه سازی شده نیز کار خدا است . اگر انتقاد هست به خاطر پی آمدهایی است که بر شبیه سازی مترتب می شود و به جهت بهره برداری سوء بشر از قانون الهی حاکم بر طبیعت است که انجام می گیرد .

 ۳-جهان اسلام: در جهان اسلام مخالفتها از شدت بیشتری با وجود آراء متفاوت برخوردار بوده است که ما نظر برخی از علمای اسلام را در دو بخش بیان می کنیم

یک . اهل سنت

 هفته نامه «المسلمون » در شماره ۶۳۳، در تاریخ پنجم ذی القعده ۱۴۱۷ ه . ق . به نقل از ابن عثمین، عضو هیئت علمای سعودی می نویسد: کم ترین مجازات مبتکران بدل سازی با کلون کردن، بریدن دستان و پاهای آنان می باشد (مجازات مفسد فی الارض) ; زیرا این کار بزرگ ترین فساد در زمین است .

  مجمع پژوهشهای اسلامی دانشگاه الازهر قاهره که بالاترین مرجع دینی اهل تسنن به شمار می رود، روش شبیه سازی را حرام اعلام کرد . به گزارش شبکه تلویزیونی الجزیره در این فتوا آمده است: شبیه سازی حرام است و باید با آن مقابله کرد و با استفاده از هر وسیله ای از آن جلوگیری کرد .

   یوسف القرضاوی، مفتی مصری مقیم قطر، به شدت شبیه سازی را محکوم و آن را مغایر با اختلاف و تنوع در خلقت دانست . شورای روابط اسلام و آمریکا نیز اعلام کرد که کارشناسان مسائل اسلامی باشبیه سازی انسان صریحا مخالفت کرده اند، همچنین اتحادیه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی اخیرا با صدور بیانیه ای مخالفت صریح خود را با پروژه شبیه سازی اعلام کردند . «مجمع بررسیهای اسلامی » کسانی را که تکنولوژی شبیه سازی را بر روی انسان انجام می دهند، محارب دانسته است .

سازمان اسلامی علوم پزشکی نشستی را با حضور علماء اسلامی و پزشکان متخصص در کشور مغرب برگزار کردند و در اعلامیه پنج ماده ای شبیه سازی را محکوم کردند .

دو . علماء شیعه

  مراجع عظام شیعه شبیه سازی حیوانات را بالاتفاق جائز می دانند، اما درباره شبیه سازی انسان نظرات مختلفی دارند .

در ابتدا توجه خوانندگان را به سؤالات و پاسخها در مورد شبیه سازی حیوانات جلب می کنیم:

سؤال: از آنجا که در قرن بیستم شاهد رشد حیرت آور علم پزشکی هستیم … آیا مشابه سازی حیوان زنده توسط تکثیر سلولهای وی (کلوناژ) جایز است؟ (سلولی از حیوان زنده اخذ می شود و با تکثیر آن سلول از طریق اطلاعات DNA حیوانی با همان خصوصیات قبلی ایجاد می کنند.)

در جواب این استفتاء مراجع عظام چنین فرموده اند:

    آیه الله بهجت: ظاهرا اشکالی به نظر نمی رسد .

    آیه الله خامنه ای: این کار فی نفسه اشکال ندارد .

    آیه الله سیستانی: مانعی ندارد .

    آیه الله صافی گلپایگانی: اگر مستلزم خلاف شرع نباشد، بنفسه اشکال ندارد .

    آیه الله مکارم شیرازی: این کار در مورد حیوانات اشکالی ندارد .

    آیه الله نوری همدانی: در غیر انسان جایز است .

    آیه الله فاضل لنکرانی: دلیلی بر حرمت این عمل بر حسب عنوان اولی به نظر نرسیده است، گرچه برحسب عناوین ثانویه اشکال دارد .

  اما درمورد شبیه سازی انسان از مراجع عظام سؤال شده است: «از آنجا که در قرن بیستم شاهد رشد حیرت آور فن آوری هستیم، خصوصا پیشرفتهایی در علم پزشکی حاصل شده است و یکی از آنها برآیندهای مهم نوین، مهندسی ژنتیک و بدل سازی (کلوناژ) می باشد که در علم وراثت مسائل مبهم و پیچیده ای پیدا شده است، بفرمائید:

  الف) اگر سلول جنینی در سردخانه برای مثلا صد سال یا بیش از آن زنده نگاه داشته شود، سپس در رحم زنی کاشته و رویانده شود، آیا طفل ناشی از این سلول پس از رشد و نموو بلوغ می تواند از بستگان و خویشان خود مطالبه ارث نماید؟

  ب) در صورتی که دختر باکره ای با بهره گیری از فن آوری بدل سازی (کلوناژ) دارای فرزندی از سلول جنین خود شود، در این فرض آیا حامله شدن وی مشروع است؟ آیا فرزند به دنیا آمده نسخه بدل اوست یا همسانش و یا دخترش؟

  ج) اگر خانواده ای نسخه ای از فرزندشان را در سردخانه نگه داری کردند و پس از مرگ فرزندشان، با فن آوری بدل سازی (کلوناژ) نسخه بدل او را در رحم مادر کاشتند و رویاندند، در این صورت آیا آفرینش انسانی برای هدفی که به خود او مربوط نیست و نفعی نمی رساند، جایز است؟

  د) در صورتی که فن آوری بدل سازی (کلوناژ) به قدری رشد کند که مادران بتوانند با مشاهده فرجام فرزند پس از چند سال، به کاتولوگهای مختلف مراجعه و جنین را گزینش کنند (طفل، سالیانی رشد می کند ولی نسخه های دست نخورده اش در سردخانه محفوظ مانده است). چنین بارداری شرعا چه حکمی دارد؟

در جواب این سؤالات آیه الله بهجت فرموده اند:

  الف) وراثت نیست .

  ب) مانعی ندارد و به ولد اشبه است .

  ج) مانعی ندارد .

  د) از حیث تکلیف منعی بر آن نیست و از حیث معامله به نظائر آن مراجعه شود .

  آیه الله سیستانی فرموده اند:

  الف) چنانچه تولد از اسپرم شخص مذکور باشد، آن شخص پدر او محسوب می شود و بستگان پدر، بستگان فرزند می شوند .

  ب) مانعی ندارد .

  ج) مانعی ندارد .

  د) اشکالی ندارد .

  و نیز سؤال شده است که: آیا مشابه سازی و تکثیر انسان در آزمایشگاه و از طریق روشهای پیشرفته علمی (کلوناژ) جایز است؟

  گروهی از مراجع تقلید فتوا به حرمت داده اند، مانند:

  آیه الله تبریزی: جایز نیست والله العالم .

  آیه الله مکارم شیرازی: این کار جایز نیست و مفاسد زیادی دارد .

  ولی عده دیگری از مراجع به عنوان اولی منعی برای آن ندیده اند:

  آیه الله فاضل لنکرانی: به عنوان اولی اشکالی ندارد; لکن اگر مفاسدی بر آن مترتب شود، به عنوان ثانوی جایز نیست .

  آیه الله نوری همدانی: تحقق این عمل معلوم نیست که ممکن باشد و در صورت امکان اگر با موازین اسلامی مخالف نباشد، اشکال ندارد .

  آیه الله سیستانی: فی حد ذاته مانعی ندارد .

وضعیت قانونی شبیه سازی انسان در دنیا:

در سال ۲۰۱۵ گزارش ها حاکی از ممنوعیت کلونینگ انسان در ۷۰ کشور دنیا است.

برای مثال:

در آرژانتین،شبیه سازی انسان طبق دستور ۲۰۰/۹۷ ریاست جمهوری در سال ۱۹۹۷ ممنوع شد.

در استرالیا،کلونینگ انسان ممنوع است ولی از دسامبر ۲۰۰۶، لایحه درمان با استفاده از کلونینگ و ایجاد جنین‌های انسانی به منظور تحقیق بر سلول‌های بنیادی در مجلس به تصویب رسید. درمان با کلونینگ امروزه تحت تاثیر محدودیت‌های قانونی خاص و قوانین دولتی،در برخی از مناطق این کشور مجاز است.

در کانادا،قوانین کلونینگ انسان،شبیه‌سازی سلول‌های بنیادی،رشد دادن جنین انسانی به منظور تحقیقات و خرید و فروش جنین،اسپرم،تخمک وسایر محصولات تولیدمثلی انسان را ممنوع کرده است.این قوانین،هرگونه تغییر در  DNA (انسان مانند استفاده از DNA حیوانات )را که از نسلی به نسلی دیگر منتقل شود ،ممنوع کرده است.به طور قانونی استفاده از مادر جانشین و همچنین احدا تخمک و اسپرم به منظور تولید وهمچنین اهدا جنین و سلول‌های بنیادی به منظور پژوهش،مجاز است.

در کلمبیا،بر طبق ماده ۱۸۳ قانون مجازات،کلونینگ انسان ممنوع است.

در اتحادیه اروپا،مجمع حقوق بشر و زیست پزشکی شبیه سازی انسان را در یکی از پروتکول‌های الحاقیش ممنوع کرد ولی این پروتکول فقط توسط یونان،اسپانیا و پرتغال تصویب شد.منشور حقوق بنیادین اتحادیه اروپا صراحتا

کلونینگ تولید مثلی انسان را ممنوع کرد. بر طبق قرار داد معاهده‌ی لیسبون این منشور قانونا برای نهاد‌های

اتحادیه اروپا و کشورهای عضوی که قوانین این اتحادیه را پیاده‌سازی می‌کنند،الزام آور است.

در سازمان ملل،در سال ۲۰۰۵ در اعلامیه‌ای غیر الزامآور،تمامی انواع کلونینگ انسان که در تقابل با کرامت انسانی باشد،ممنوع است.

در ایالات متحده‌ی آمریکا،هیچ قانون فدرالی مبنی بر ممنوعیت کامل کلونینگ انسان وجود ندارد.در حال حاضر،۱۵ ایالت(آرکانسا،کالیفرنیا، کنتیکت(Connecticut)،لوا،ایندیانا،ماساچوست،مریلند،میشیگان،داکوتای شمالی،نیوجرسی،ایالت رود آیلند،داکوتای جنوبی،فلوریدا،جورجیا و ویرجینیا) کلونینگ با هدف تولید مثل را ممنوع کرده و در۳ ایالت(آریزونا،مریلند و میزوری)،استفاده از بودجه عمومی برای چنین فعالیت‌هایی ممنوع است.

شبیه سازی انسان در فرهنگ عامه:

 در داستان‌های علمی به دلیل این  که مبحث،سوال های بحث برانگیز شخصیتی را مطرح می‌کند،از کلونینگ و به خصوص کلونینگ انسان استفاده می‌کنند. برای مثال،داستان های طنزی مانند کثرت(Multiplicity)محصول سال ۱۹۹۶ و شخصیت ماکس‌ول باهوش(Maxwell smart) در داستان بمب آشکار(the nude bomb)(۱۹۸۰)، شبیه سازی انسان را نمایش داده است.

سّید علیرضا طبیب

منابع:

۱-https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pmc/articles/PMC4517218/

۲-http://www.encyclopedia.com/science/encyclopedias-almanacs-transcripts-and-maps/human-cloning-1

۳-http://www.hawzah.net/fa/Magazine/View/2689/3835/29376/%D8%B4%D8%A8%DB%8C%D9%87-%D8%B3%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86-%D9%BE%DB%8C-%D8%A2%D9%85%D8%AF%D9%87%D8%A7-%D9%88-%D8%B9%DA%A9%D8%B3-%D8%A7%D9%84%D8%B9%D9%85%D9%84-%D9%87%D8%A7

۴-http://www.hawzah.net/fa/Article/View/81281/%DA%A9%D9%84%D9%88%D9%86%DB%8C%D9%86%DA%AF-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82%DB%8C

۵-https://en.wikipedia.org/wiki/Human_cloning#cite_note-45

درباره ی mhpoursafavi

دانشجو رشته زیست شناسی سلولی مولکولی (ژنتیک) دانشگاه شاهد تهران

همچنین ببینید

خلاصه ای از کتاب پروژه ژنوم انسان نوشته علامه محمّدتقی جعفری

پروژه ژنوم انسانی   خلاصه از کتاب “پروژه ژنوم انسان” علامه محمدتقی جعفری در رابطه …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *